جلال جلالى زاده

74

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

إقتران : گاهى لفظى بر معنايى دلالت مىكند و لفظ ديگرى همراه آن ذكر مىشود كه احتمال دلالت بر اين معنا و معناى ديگر را دارد . إسنوى گفته است : در نزد ما حجت نيست و اقتران دليل بر اين نيست . معنايى كه از آن مراد است همان معنايى است كه از لفظ ديگر مراد است . شيخ زكريا انصارى گفته است : اقتران يعنى اين‌كه دو جمله باشند كه يكى از آن‌ها بر ديگرى عطف شود . آيا مقتضى يكسان بودن آن‌ها در حكمى كه ذكر نشده است مىباشد ؟ در حالى كه مشخص است در خارج متعلق به يكى از آن‌هاست . پس واجب بر مندوب يا مباح حمل مىشود . مانند حديث « لا يبولنّ أحدكم فى الماء الراكد و لا يغتسل فيه من الجنابة » ادراركردن در آب ، آب را نجس مىكند و اين حكمت نهى است . برخى گفته‌اند : شستن در آن به سبب مقرون بودن آن‌ها جايز نيست و مزنى گفته است : كه آب مستعمل در حدث ، پاك است . اقسام خبر آحاد : 1 - احاديث بخارى و مسلم كه از آن به متفق عليه تعبير مىشود . 2 - احاديث بخارى . 3 - احاديث مسلم . 4 - احاديثى كه ائمه‌ى پس از آنان ، بنا به شروط آن‌ها تخريج كرده‌اند . 5 - احاديثى كه تنها بر شرط بخارى تخريج شده‌اند . 6 - احاديثى كه تنها بر طبق شرط مسلم تخريج شده‌اند . 7 - آنچه كه ديگر ائمه مانند ابو داود ، ترمذى ، نسائى ابن ماجه و ديگر ائمه حديث جمع‌آورى كرده‌اند و مهم‌ترين آن‌ها قسم اول است . أقل الجمع : مراد از آن عددى است كه در هنگام اطلاق لفظ جمع بر آن صدق پيدا كند . برخى آن را دو و برخى ديگر سه مىدانند . اگر زيد اعتراف كند كه عمرو چند ريال در نزد او دارد و أقل جمع را به دو ريال تفسير كند ، بايد دو ريال و اگر به سه ريال تعبير كند ، بايد سه ريال به او دهد . إكراه : واداركردن ديگرى به انجام كارى يا گفتن سخنى كه به آن راضى نيست ، كه اگر اجبارى نباشد آن را